![]() |
![]() |
|
| سکوت و دهن دره های پیاپی... |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 1:41 توسط سینا فکور |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 1:49 توسط سینا فکور |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 1:29 توسط سینا فکور |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 1:24 توسط سینا فکور |
|
|
مامان بزرگ: دیروز بعد از ظهر عجب تگرگی اومد. باغچهای که باید دو روز آب بدیم تا پر شه، دو دقیقهای پر شد... وحید (دامادمون): بله. آدم اینو میبینه به عظمت خدا پی میبره... مامان بزرگ: افطار با زیبا بیاین پایین... وحید: فردا شاید عید باشهها... مامان بزرگ: همه مراجع گفتن پس فرداس... امیر تو اینترنت خونده. مگه نه امیر...؟ (در حالی که روی مبل لم داده بودم تا ناهارم هضم شه، به این فکر میکردم که کی خونه خالی میشه تا دنیا رو بیارم...) : آره. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 4:42 توسط سینا فکور |
|
|
باغبون پارک پیر شده. دیگه دنبال بچه هایی که میرن تو چمن نمیکنه. انگار قرار بود همه محدودیت ها مال نسل ما باشه... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 3:28 توسط سینا فکور |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 15:21 توسط سینا فکور |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 15:6 توسط سینا فکور |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم مرداد 1388ساعت 3:58 توسط سینا فکور |
|
|
نمیخوام مزخرفات بیطرفی توی نقد و فلسفه نقد فیلم و اینکه نقد یک اثر هنری خودش خلق یک اثره و از این دست مفاهیم بنیادی نخنما و بیمصرف رو پیش بکشم. اقرار میکنم که نصبت به کارهای فرهادی نمیتونم بیطرف باشم و کارهاشو دوست دارم و با این پیش زمینه مینویسم. اما وقتی رو کسی حساب ویژهای باز میکنی سطح توقعت بالا میره ویه کم حساس میشی. درباره الی رو دو بار دیدم. بار اول احساسی و با پیش فرض اینکه فیلم فرهادی رو میبینم. و بار دوم منطقی و جستجوگرانه. اما حتی بار اول هم توقع من رو تمام و کمال برطرف نکرد. چهارشنبه سوری رو بیشتر دوست داشتم. و رویه همه ما اینه که اول از چیزی خوشمون میاد یا بدمون میاد و بعد دنبال دلیل واسه احساسمون میگردیم. منم گشتم دنبال دلیل که چرا چهارشنبه سوری فیلم بهتری بود. شاید دلیلش رو بشه توی فیلمنامه چهارشنبه سوری دید که بیشتر از یک سال و دو نفری روش کار شده بود. فیلمنامهای با ایدههای فرعی فراوان. یا توی فیلمبرداری یا کادرهای پیشبینی شده و دقیقتر چهارشنبه سوری. شاید بشه حرکات دوربین درباره الی رو نوعی سبک دونست که مثل یکی از بازیگرها کنجکاوانه حرکات بقیه رو زیرنظر میگیره اما هرچه کردم نتونستم فلو و فوکوسهای بیمنطق فیلم رو نادیده بگیرم که از نظر من گاهی هیچ ارتباطی به بار حسی پلان و گوینده دیالوگ یا ریاکشنها نداشت که حتی گاهی حس اشتباهات فیلمبردار و شتابزدگی در دکوپاژ بداهه رو میداد. و یا کادرهایی که میتونست بصورت حساب شده و از پیش تعیین شده بهتر بسته بشه. اما شاید دکوپاژ دقیقتر مستلزم محدود کردن بازیگرها میشد و بنابراین این نحو بازیهای یک دست و بی نقص که بسیاری از اونها بداهه بوده از بین میرفت. قطعاً فرهادی از نظر کارگردانی و بازیگردانی کاملتر شده و جایزه برلین هم اینو تایید میکنه. این بار هم فیلم بدون موسیقی ریتمش رو حفظ میکنه که شاید بشه این رو در ظرافت تدوین هم جستجو کرد. هایده صفییاری که بنظر میرسه بهترین گزینه برای تدوین فیلمهای فرهادیه این بار با کمی افت ریتم مواجه شده. گرچه تدوین فیلم رو تحسین میکنم اما شاید کوتاه کردن برخی پلانها کمک بسیاری به فیلم میکرد. گذشته از ساختار فیلم، درباره الی هم مثل بقیه فیلمهای فرهادی بحث قضاوت و راست و دروغ رو دنبال میکنه. فرهادی در قرار دادن شخصیتها تو دو راهی راست و دروغ و همراه کردن تماشاگر تبهر خاصی پیدا کرده. تردید خاکستری سپیده (گلشیفته فراهانی) در گفتن حقیقت به نامزد الی من رو یاد تردید روحانگیز(ترانه علیدوستی) در گفتن حقیقت به مژده (هدیه تهرانی) در مورد خیانت همسر میندازه. تردیدی که فرهادی اون رو توی کودکان فیلمهاش ریشهیابی میکنه. بخاطر بیارید در چهارشنبه سوری سکانس دروغ کودک در مورد سیگارتهای پیدا شده در کیف که هم ارز اون میشه توی درباره الی ترغیب کودکان به دروغگویی توسط والدین رو قرار داد. کودکانی که روزی دانشجویان دانشکده حقوق میشوند و به راحتی قضاوت یک طرفه میکنند. گذشته از مفهوم گسترده دروغ و آسیب شناسی اون توی جامعه ما، دروغگویی میتونه بستر مناسبی برای ایجاد گره توی فیلنامه ایجاد کنه که فرهادی به خوبی ازش استفاده میکنه. شاید یکی از المانهای فیلمنامههای فرهادی همین ایجاد گره با دروغ باشه. البته شاید برای سبک شناسی کارهای فرهادی کمی زود باشه اما عناصر تکرار شونده توی فیلمنامههای فرهادی مشخص هستند. به هر حال چیزی که تحسین برانگیزه رسیدن فرهادی به این جایگاه تنها با ساختن چهار فیلم بلنده. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 1:28 توسط سینا فکور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
روزی کرکس ها هم منقرض می شوند. و ما می مانیم و لاشه های متعفن...
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 دی 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
عکس داستان کوتاه دیگر نوشته ها |
| پیوندها |
|
- گوریل فهیم - دست نوشته های یک علامت سوال - اتاق22 - میرا - هلارگ - agony |
|
RSS
|